أبو القاسم گرجي

319

تاريخ فقه و فقها ( فارسي )

من الكتاب عام الظاهر و هو يجمع العام و الخاص « « 1 » ، » باب بيان ما نزل من الكتاب عام الظاهر يراد به كله الخاص « « 2 » با آن چه در كتب متأخران آمده به خوبى اين حقيقت را آشكار مىسازد و نيز در اين كتاب مسائل علم اصول بر مسائل ديگر علوم غالب نيست تا بتوانيم به حكم تغليب اين كتاب را از كتب اين علم بناميم . در اين كتاب اين عناوين به چشم مىخورد : « باب فرض الله طاعة رسوله مقرونة بطاعة الله و مذكورة وحدها » « 3 » ، « باب ما أمر الله من طاعة رسوله » « 4 » ، « باب ما أبان الله لخلقه من فرضه على رسوله اتباع ما أوحى اليه و ما شهد له به من اتباع ما أمر به و من هداه و أنه هاد لمن اتبعه » « 5 » ، « باب فرض الصلاة الذي دل الكتاب ثم السنة على من تزول عنه بالعذر و على من لا تكتب صلاته بالمعصية » « 6 » ، « باب الفرائض التى أنزله الله نصا » « 7 » ، « الفرائض المنصوصة التى سن رسول الله معها » « 8 » ، « جمل الفرائض » « 9 » ، « فى الزكاة » « 10 » ، « فى الحج » « 11 » ، « فى العدد » « 12 » ، « فى المحرمات النساء » « 13 » ، « فى محرمات الطعام » « 14 » و عناوين ديگر از اين قبيل . بنا بر اين با توجه به حجم اين كتاب ، اطلاق كتاب اصول فقه بر آن ، چه بسا اطلاق حقيقى نباشد . در عين حال مطالعهء اين كتاب مانند ساير آثار شافعى به خوبى مىتواند عظمت علمى او را آشكار سازد . در اينجا تذكر يك نكته را ضرورى مىدانيم و آن نكته اين است كه درست است دانشمندان شيعه پيش از اهل سنت به تدوين پاره اى از مسائل علم اصول مشغول شدند ، ليكن اين نه به خاطر آن بود كه مىخواستند مسائل اصولى را در راه استنباط احكام فرعى به كار برند ، چه در اين زمان هنوز پيشوايان مذهبى آنان در قيد حيات بودند و با وجود آنان شيعه خود را به به كار بردن مسائل اصولى براى استنباط احكام نيازمند نمىديد ، بلكه غالبا به خاطر اين بود كه در مقابل اهل سنت از عقائد خاص خود دفاع كنند ، از اين رو بيشتر در مسائلى از قبيل « اختلاف الحديثين » ، « ابطال القياس » كه خود در بارهء آنها نظرى خاص داشتند به تصنيف مىپرداختند . اما اهل سنت گر چه ديرتر از شيعه به كار تدوين پرداختند ، ليكن بدون شك

--> « 1 » . همان ، 56 . « 2 » همان ، 58 . « 3 » همان ، 73 . « 4 » همان ، 82 . « 5 » . همان ، 85 . « 6 » همان ، 117 . « 7 » همان ، 147 . « 8 » همان ، 161 . « 9 » . همان ، 176 . « 10 » همان ، 186 . « 11 » همان ، 197 . « 12 » همان ، 199 . « 13 » . همان ، 201 . « 14 » همان ، 206 .